{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hi

🦊منم اینجا خونمه... بشینید🐔اوک.. چیشده چند روزه تو دانشگاه گرفته ای🦊خب... با دوست پسرم کات کردم 🐔اوه متاسفم... سر چی🦊گفت که نمیخوادم🐔اشکال نداره.. تو دختر خوبی ای یکی دیگه پیدا میکنی هنوزم دوسش داری... /پشت دختر منتظر جواب می هو بودم جوابی که زندگیم بهش وصل بود 🦊اره خیلی... هنوزم چشماشو به هر چشمی ترجیح میدم 🐔تاحالا سعی کرده برگرده؟ 🦊اره سونبه🐔پس برمیگرده ماله خودته دختر 🦊تو اینطوری فکر میکنی 🐔اره🦊شاید.... تو چرا اومدی بیرون🐔عا چی من؟ خب زنم پرتم کرد بیرون چون دوستش اومده بود خونمون 🦊😊😊😅🐔نخند 🦊ببخشید سونبه /هنوزم دوستم داره... هنوزم چشام ور دوست داره از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم وای گوشی پسره زنگ خورد و رفت می هو هم بعد چند دقه رفت خونه منم چند تا شیشه مشروب خریدم و نشست روی میز پارک و شروع کردم خوردن حتی نمیفهمیدم دارم چی کار میکنم گوشیمو در واردم و شماره ی می هو رو گرفتم ویو می هو ساعت نزدیکای هشت بود داشتم پروژه ی دانشگاه رو انجام میدادم... مغزم نمیکشه که کی این یارو کشته وای... گوشیم زنگ خود انتظار داشتم لیا باشه ولی شماره کوک بود... میدونم چرا بدنم خود به خورد جوابش رد داد صدای نفس زندش میومد حتی عاشق صدای نفساش بودم شروع کرد اهنگ رو خوردن به فارسی: همه حرفام... دورغ بود... تویی نفسم... چشمم... بی تو خفه ام.. گورم.. نگو ازم دل بکن... /بی اختیار اشک تو چشام جمع شد از صداش معلوم بود مسته 🐰می هو یااا... عسلم... نفسم... دارم میام پیشت... خب... پستم نزنیااا... دلم میی.. شکنه.... قطع شد... چی گفت پاره میاد اینجا وای خدا استرس گرفت اون الان مسته چیکارکنم ولش کن اشتباه کفته یه پیتزا سفارش داد بیاد بعد از ده دقه زنگ زد خورد خیال کردم پیکه ولی در رو پاک رند کوک سریع و سفا بغلم کرد بوی الکل میداد... رو پاهاش به طور وایمیستاد... سفت بغلم کرده بود و نمیذاشت تموم بخورم... دست برد و رو واحد رو بست سرس ور کرد ن و گردنم و گفت:دلم خیلی برات نگ شده بود بیبی دستشو دور کمرم سفت تر کردو گفت:میدونی.... تو این دوهفته چی بهم گذشت... ها؟ میدونی اون پی دی نمی لاشخور مجبورم کرد از ماهم جدا شم؟ میدونی گفت تورو میکشه.. عا؟ بوسه ای به گردنم زد و گفت :تو مه گفتی دوستم داری.... چرا.... بغلم... نمیکنی.. /به خودم اومدم از تو بغلش اومدم بیرون و گفتم:داری... چرند میگی گمشو برو بیورن کوک... برو فقط برو... (گریه ) قیافه ذی مست کوک رفت تو هم🐰اخه چرا نمیفهمی خودم نخواستم چرا... سرش ور انداخت پایین و گفت... نمیشه به زور نمیشه... رفت سمت در و رفت بیرون... گریه ام شدت گرفت داشت دورغ میگفت اهر همینه رفت م دستشویی دیگه چشمام از قرمزی به خون داره میزنه...
دیدگاه ها (۰)

hi

hi

hi

hi

#عروسک_من قسمت پنجم ساعت ۱۲:۳۰+خب جنی خداحافظجنی که رفت یک ن...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط